نه تنها آزادی اندیشه نداریم بلکه آازادی اندیشـــــــــــــــــه هم نداریم!!!
مختارنامه:
طعم خیس اندوه و اتفاق افتاده
یه آه ... خداحافظ ... یه فاجعه ی ساده
خالی شدم از رؤیا، حسی منو از من بُرد
یه سایه شبیهِ من پشتِ پنجره پژمرد
ای معجزه ی خاموش یه حادثه روشن شو
یه لحظه، فقط یک آه، همجنس شکفتن شو
از روزن این کنجِ خاکستری پَرپَر
مشغولِ تماشای ویرون شدنه من شو
کاش می توانستم به دوران کودکی ام برگردم و همه ی هم و غمم شکستن نوک مدادم بود!
دکتر شریعتی
تمام عشقه عالم وقتیه که داداشت بیاد واست حرف بزنه،از همه چی و همه جا و تو ببینی که داداش کوچولوت دیگه مردی شده واسه خودش...
تمام عشق عالم وقتیه که یه رفیقی نگران خودت و آیندته و زنگ می زنه و 1 ساعت تموم باهات هم فکری می کنه...
تمام عشقه عالم وقتیه که با دوستت(و البته دوستاش)بری سینما،حالا هر فیلمی!و برگشتنه تو راه آوراز بخونید...
تمام عشقه عالم پنج شنبه ای که با دوستات بری کلک چال...
تمام عشقه عالم شب امتحان میان ترمیه که مجبوری باشی بمونی دانشگاه برا درس خوندن ...
تمام عشقه عالم وقتیه که با دوستت داری بعد از مدت ها یه دل سیر حرف می زنی و می فهمی که چقدر دوسش داری...
تمام عشقه عالم...
می دونم منم و رفیقام!
*لطفا کسی در مورد خودش نظر نده.در مورد بقیه اگه می خواید بگید...
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
مختارنامه:
پیش خودم فکر کردم یادم نمیاد پیش از این او را بغل کرده باشم یا توی بغلش بوده باشم.این بود که یهو ترس برم داشت که نکند یا او یا من،یک کداممان بمیریم وتا آن وقت هیچ کدام مان،خیلی وقت باشد که همدیگر را بغل نکرده باشیم.این بود که دفعتا برگشتم و بهش گفتم دلم می خواهد بغلش کنم و به خودم فشارش بدهم.
جا خورد.چیزی داشت بهش پیشنهاد می شد که خوابش را هم نمی دید.یعنی هیچ وقت پیش نیامده بود که هیچ کدام از ما،به این صراحت عشقش را به دیگری بروز داده باشد واعتراف کرده باشد که خیلی دلش می خواهد آن دیگری را بغل کند و چند دقیقه ای هم به خودش فشار بدهد.
این بود که منتظر نماندم.رفتم جلو و بغلش کردم.سرم را تکیه دادم به سرش و دست هایم را پشت شانه هایش به هم رساندم.می دانستم خیلی دلش می خواهد او هم بتواند مرا بغل کندو به خودش فشار بدهد.اما غرور ذاتی بی نظیری که دارد،باز هم بهش اجازه نداد دست هایش را از توی جیب پالتوی انگلیسی اش - که هیچ وقت بهم نداد تا بپوشمش - بیرون بیاورد و دور تنم حلقه کند.
کافه پیانو-فرهاد جعفریچون تشخیص این که کدوم طرفی به مقصد می رسه کار حضرت فیله!!!
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
مختارنامه:
با همه چیز در آمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو!
در انزوا پاک بودن نه سخت است و نه با ارزش!
دکتر علی شریعتی
مختارنامه:
قدح ز هر که گرفتم به جز خمار نداشت
مرید ساقی خویشم که باده اش ناب است
"امیر هوشنگ ابتهاج"
حسه این که خودش کنکور داره؟!!!
خ.م.۲:اولین بار با چشمانی ۱۰/۱۰ به تماشای فیلم در سینما نشستم...
چقدر خوب بود!
تازه این ماهم قرص ماه و بدون هاله(حاله)*** نور دیدم!
این موفقیت بزرگ و به خودم و جناب آقای دکتر تبریک می گم!دستت درست هم شهری...
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
مختارنامه:
*فکر کنم دیگه داره عادی می شه ...
**یادم رفت ثبت کنم که ۸/۸/۸۸ خیلی بهم خوش گذشت...
ارتفاعات کلک چال
***به جان خودم من کردان نیستم....
در عجیم بر مردمی که خود زیر شلاق وظلم و ستم زندگی می کنند اما بر حسین و زهرایی می گریند که آزاد زیستند.
دکتر علی شریعتی


