تبليغاتX
روزگار اندیشـــــــــــــــــه
روزگار اندیشـــــــــــــــــه
وصال او ز عمر جاودان به/خداوندا مرا آن ده که آن به
نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 توسط اندیشه
مختارنامه:

نه تنها آزادی اندیشه نداریم بلکه آازادی اندیشـــــــــــــــــه هم نداریم!!!

 

نگارش در تاريخ پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 توسط اندیشه

مختارنامه:

طعم خیس اندوه و اتفاق افتاده

یه آه ... خداحافظ ... یه فاجعه ی ساده

خالی شدم از رؤیا، حسی منو از من بُرد

یه سایه شبیهِ من پشتِ پنجره پژمرد

ای معجزه ی خاموش یه حادثه روشن شو

یه لحظه، فقط یک آه، همجنس شکفتن شو

از روزن این کنجِ خاکستری  پَرپَر

مشغولِ تماشای ویرون شدنه من شو

نگارش در تاريخ سه شنبه دهم آذر 1388 توسط اندیشه
مختارنامه:

کاش می توانستم به دوران کودکی ام برگردم و همه ی هم و غمم شکستن نوک مدادم بود!

                                                                        دکتر شریعتی            

نگارش در تاريخ پنجشنبه پنجم آذر 1388 توسط اندیشه
تمام عشق عالم صبح چهارشنبه ای که بعد از دو سه هفته دو تایی با مامانت صبحونه بخوری و کلی لذت ببری ازش...

تمام عشقه عالم وقتیه که داداشت بیاد واست حرف بزنه،از همه چی و همه جا و تو ببینی که داداش کوچولوت دیگه مردی شده واسه خودش...

تمام عشق عالم وقتیه که یه رفیقی نگران خودت و آیندته و زنگ می زنه و 1 ساعت تموم باهات هم فکری می کنه...

تمام عشقه عالم وقتیه که با دوستت(و البته دوستاش)بری سینما،حالا هر فیلمی!و برگشتنه تو راه آوراز بخونید...

تمام عشقه عالم پنج شنبه ای که با دوستات بری کلک چال...

تمام عشقه عالم شب امتحان میان ترمیه که مجبوری باشی بمونی دانشگاه برا درس خوندن ...

تمام عشقه عالم وقتیه که با دوستت داری بعد از مدت ها یه دل سیر حرف می زنی و می فهمی که چقدر دوسش داری...

تمام عشقه عالم...

می دونم منم و رفیقام!

*لطفا کسی در مورد خودش نظر نده.در مورد بقیه اگه می خواید بگید...

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مختارنامه:

پیش خودم فکر کردم یادم نمیاد پیش از این او را بغل کرده باشم یا توی بغلش بوده باشم.این بود که یهو ترس برم داشت که نکند یا او یا من،یک کداممان بمیریم وتا آن وقت هیچ کدام مان،خیلی وقت باشد که همدیگر را بغل نکرده باشیم.این بود که دفعتا برگشتم و بهش گفتم دلم می خواهد بغلش کنم و به خودم فشارش بدهم.

جا خورد.چیزی داشت بهش پیشنهاد می شد که خوابش را هم نمی دید.یعنی هیچ وقت پیش نیامده بود که هیچ کدام از ما،به این صراحت عشقش را به دیگری بروز داده باشد واعتراف کرده باشد که خیلی دلش می خواهد آن دیگری را بغل کند و چند دقیقه ای هم به خودش فشار بدهد.

این بود که منتظر نماندم.رفتم جلو و بغلش کردم.سرم را تکیه دادم به سرش و دست هایم را پشت شانه هایش به هم رساندم.می دانستم خیلی دلش می خواهد او هم بتواند مرا بغل کندو به خودش فشار بدهد.اما غرور ذاتی بی نظیری که دارد،باز هم بهش اجازه نداد دست هایش را از توی جیب پالتوی انگلیسی اش - که هیچ وقت بهم نداد تا بپوشمش - بیرون بیاورد و دور تنم حلقه کند.

                                                                          کافه پیانو-فرهاد جعفری
نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 توسط اندیشه
سعی کنید تحت هیچ شرایطی در زندگی سر دو راهی قرار نگیرید!

چون تشخیص این که کدوم طرفی به مقصد می رسه کار حضرت فیله!!!

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مختارنامه:

با همه چیز در آمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو!

در انزوا پاک بودن نه سخت است و نه با ارزش!

                                                     دکتر علی شریعتی

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 توسط اندیشه
آهنگ مه پاره با صدای همای...

مختارنامه:

مجموع مه رویان کنار

تو یار بی همتا کنار

نگارش در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط اندیشه
 

مختارنامه:

قدح ز هر که گرفتم به جز خمار نداشت
مرید ساقی خویشم که باده اش ناب است                 

                                                                        "امیر هوشنگ ابتهاج"

نگارش در تاريخ پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 توسط اندیشه
خ.م.۱:نمی دونم اون موقع که منم کنکور داشتم برادر گرامم همین حسه الان منو داشت؟

حسه این که خودش کنکور داره؟!!!

خ.م.۲:اولین بار با چشمانی ۱۰/۱۰ به تماشای فیلم در سینما نشستم...

چقدر خوب بود!

تازه این ماهم قرص ماه و بدون هاله(حاله)*** نور دیدم!

این موفقیت بزرگ و به خودم و جناب آقای دکتر تبریک می گم!دستت درست هم شهری...

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مختارنامه:

*فکر کنم دیگه داره عادی می شه ...

**یادم رفت ثبت کنم که ۸/۸/۸۸ خیلی بهم خوش گذشت...

ارتفاعات کلک چال

***به جان خودم من کردان نیستم....

 

نگارش در تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط اندیشه
13 آبان و یاد شریعتی

 

در عجیم بر مردمی که  خود زیر شلاق وظلم و ستم زندگی می کنند اما بر حسین و زهرایی می گریند که آزاد زیستند.

                                                                        دکتر علی شریعتی

اندیشه من

درخت را به نام برگ / بهار را به نام گل / ستاره را به نام نور / كوه را به نام سنگ / دل شكفته ي مرا به نام عشق / عشق را به نام درد / ... و مرا به نام كوچكم صدا بزن .
" عمران صلاحی "

قدح ز هر که گرفتم به جز خمار نداشت
مرید ساقی خویشم که باده اش ناب است
"امیر هوشنگ ابتهاج"

الهی نامه:

پروردگارا!
اگر در زندگی به آنچه آرزو دارم نمی رسم٬ به این دلیل نیست که تو نخواسته ای به دعاهای من پاسخ دهی! بلکه به این علت است که آنچه در زندگی به آن فکر می کنم٬ می گویم و عمل می کنم٬ برخلاف آن چیزی است که آرزو دارم به آن برسم!


گاه نوشت:
1- موتورم كه راه بيفتد سرعتم بالا مى رود ولى سخت ترين مرحله بين بيدار شدن از خواب و راه افتادن موتور است. من ديزلى ام.
2-كسى كه آى كيو بالايى دارد مى تواند شوخى كند. يعنى يك چيز را خوب بشناسد و جنبه شوخى آن را كشف كند و از آن مهم تر، تربيت آدم هايى است كه اين شوخى هار ا بفهمند.
3- تو اگر تمساح يا سوسمار بودى چه كسى را مى خوردى؟
4-ای کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود و آخرین سیاهپوش که مرا به فراموشی میسپارد چه کسی خواهد بود.
5-اگر شما یک سگ گرسنه را بگیرید و به ا وغذا بدهید دیگر گازتان نخواهد گرفت. این فرق اساسی یک سگ و یک انسان است
6-زندگی کردن دل و جرات می خواهد آدمهای ترسو فقط نفس می کشند.
7-عشق زمانی است که درست مثل روزهای بچگی روی جدول پیاده رو راه بری و بی دلیل بخندی.
8-کدام جمله به نظرتان درست تر است؟
همه تخم مرغ هایت را داخل یک سبد نگذار
زنان نمی توانند احساساتشان را کنترل کنند
9-هميشه آنچه دوست داريم نداريم . راز خوشبختي در اين است که آنچه که در اختيار داريم دوست بداریم
10-ادعا نمی کنیم همواره به یاد کسانی هستیم که دوستشان داریم اما ادعا می کنیم در لحظاتی نیز که بیادشان نیستیم دوستشان می داریم!
11-سکوت جایز نیست!!!
12-بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار!فکری به حال خود کن....این روزگار نیست
13-
اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش
14-نرم نرمک می رسد اینک بهار
15-در حریم اندیشه ام...تو کعبه ی آمال منی
16-تا یار که را خواهد و میلش به که باشد!
17-انگار همیشه نوبت ما فرداست...
18-و خدایی که در این نزدیکی ست
19-گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو/شرح دهم غم دلم نکته به نکته مو به مو
20-ما به شما نمره ی بیست می دهیم..شما چه طور؟!
21-من وتو چه بى کسيم،وقتى تکيه مون به باده
22-این چه جهانیست که نوشیدن می نارواست؟این چه بهشتیست در آن خوردن گندم خطاست؟
23-مجموع مه رویان کنار/تو یار بی همتا کنار
آخرين اندیشه ها
قدیم ترها
دیگر اندیشمندان
پيوند هاي روزانه
ثبت ایمیل برای دریافت آخرین اخبار مربوط به میرحسین موسوی:

 استاد اخوان ثالث


irLearn.com

قالب وبلاگ